خدایا ...
-
تاریخ: 1405/5/9 ساعت: 8:00
خدایا…✨ گاهی آنقدر دلم از این دنیا میگیردکه حس میکنم همهچیز از دستم رفته،حتی وقتی هنوز نفس میکشم.نمیدانم تقدیرت چیست،نمیدانم چه چیزهایی را از من خواهی گرفت،اما یک خواهش دارم…خواهشی از تهِ دلِ خستهام:خودت را از من نگیر.بگذار اگر قرار است بشکنم،در آغوش تو بشکنم.اگر قرار است تنها بمانم،بدانم که...
یادت میفتم ...
-
تاریخ: 1403/5/7 ساعت: 19:11
وسط غذا یادت میفتم، اشتهام کور میشه.وسط حرف زدن یادت میفتم، سکوت میکنم.وسط کار یادت میفتم، انگیزهام میپره. وسط راه رفتن یادت میفتم، پاهام یاری نمیکنه.وسط تفریح یادت میفتم، بیحال میشم.وسط خنده یادت میفتم، لبم جمع میشه.وسط کتاب خوندن یادت میفتم، تمرکزم قطع میشه.وسط رانندگی یادت میفتم، مسیر رو گم میکنم...
عشق ممنوع
-
تاریخ: 1403/4/27 ساعت: 16:06
من از دهه ی . . .عشق ممنوع مى آيم ...از دهه ی نگاه ممنوع زيبايى ممنوع....شعر ممنوع. و كلام ممنوع من از جنس...هيچ كس نيستم من عدد شناسنامه ام را انكار...نمي كنم اما سال هاست كه عدد شناسنامه ام مرا انكار كرده است من تمامى اعداد زندگيم را ...كم رنگ شمرده ام كم رنگ عاشق شده ام...كم رنگ نفس كشيده ام و كم...
خیلی حرف تو دلم دارم
-
تاریخ: 1403/4/27 ساعت: 16:06
حال درست و حسابی ندارم شبها بیدارم و روزها بیقرارم.چشم به در عصبی،بی حوصله،تنها به در و دیوار گیر میدهم،دلتنگ خاطره های تلخ،قلب خرد شده
دلشکسته که باشی
-
تاریخ: 1403/4/12 ساعت: 10:33
دلشکسته که باشی ,
دلشکسته که باشی
-
تاریخ: 1403/3/25 ساعت: 13:03
دلشکسته که باشی ,
دلم میخواد ...
-
تاریخ: 1403/3/25 ساعت: 13:03
دلم می خواد باهم بریم یه جایی که هیچ کس نباشه، انقد بزنمت تا خون بالا بیاری، موقعی که دیگه نتونستی روی پات بایسی، هلت بدم تا بیوفتی زمین و با ماشین از روت رد بشم، دقیقا موقعی که داشتی نفسای آخرتو می کشیدی و التماسم می کردی که کارتو تموم کنم یک لبخند بزنم و همونجا ولت کنم و چند روز بعد دقیقاً موقعی ک...
مرا با صدایی بلند بخوانید که من لال مادرزادم
-
تاریخ: 1403/2/17 ساعت: 18:39
مقدمهپرسیدم از خودم : کجاست جایی که زخم ها التیام مییابند،عشق ها معنا پیدا میکنند و آدم ها برای همیشه زنده میمانند؟پرسیدم : برای دردهایی که هرگز درمان نمیشوند چاره چیست؟دفترم را دیدمدر کنج زِندانی که برای خودم در همان ابتدای جوانی ساخته بودم به میهمانیِ کاغذها با میزبانیِ جوهر ها به صرف واژه هایی که...
یکی بود یکی نیود
-
تاریخ: 1403/2/17 ساعت: 18:39
یکی بود یکی نبودیک نفر حبس شده بود در این اتاق مهآلودسکوت پشت سکوتدود پشت دودمن بودم و فکر خدایی که هرگز نبودترک های دیوار از کدامین بغض های من است؟هربار نوشتم "خنده" گریه کتابم را بستاز من به خوشی ها گویی راهی نبوداز من به ابر های پاییزی انگار که راهی هستگفتم کجاست کودکی؛ ندادی جوابم راانگار نمیفهم...
دیگه نمیخوام ...
-
تاریخ: 1403/2/17 ساعت: 18:39
دیگه نمیخوام واسه بودن کسی توی زندگیم تلاش کنمبخاطر یه مشت آدمی که بودن و نبودنشون بستگی داشت به منفعت و سفره های رنگین کاسهی صبرمو تبدیل به دریا کردم که بازم لبریز شددیگه نمیخوام واسه بودن کسایی تلاش کنم که توی حال بدشون چسب زخم بودم اما وقتی حالم بد میشد نتونستم چیزی بهشون بگممیخوام تنها بمونمتنها...
دنیای عجیبی است
-
تاریخ: 1403/1/26 ساعت: 18:26
دنیای عجیبی استآدم ها،پرندگانی بدون بال،مشتاق به پرواز اما،محکوم به سقوط هستند!آدم ها عجیبند ؛ کسانی که زنده هستند را به یاد نمیآورند ولی،برای از دست دادن همان ها اشک میریزندو اما من!!کسی که از خودش آدمی تنها ساخته است،کسی که از بهار هایی که گذشت خاطره ای و از جوانی نشانی نداردکسی که بی گناه هربار ب...
سین هفت سین
-
تاریخ: 1403/1/26 ساعت: 18:26
سینِ هفت سینم صدای تورا کم داردسازش نکرد بعدِ تو هر ثانیه ای که فراتر از سکوتم بود آزارشبعدِ تو ساز های نا کوک زندگی آوازِ غمگین جدایی مینواختتنها میمانمتنها مانده امتنها خواهم ماندتمام فروردین های بعدِ تو برای من اول مهر خواهد بودAdblock test (Why?)
قبول ...
-
تاریخ: 1402/11/30 ساعت: 14:47
ﺩﻭﺳـﺘﻢ ﻧﺪﺍﺷـﺘـﯽﻗﺒﻮڵﺍﺯﻡ ﻣﺘﻨـﻔــﺮ ﺑـﻮﺩﯼﺍﯾـﻨـﻢ ﻗﺒﻮڵﯾڪﯽ ﺩﯾﮕـہ ﺭو ﺩﻭﺳـﺖ ﺩﺍﺷـﺘﯽﺑـﺎﺯﻡ ﻗﺒﻮڵفقط یہ سوالچـﺮﺍ کـﺎﺭﯼ کـردي کـہ ﻓڪﺮ ڪـﻨــﻢﺩﻭﺳــــﺘﻢ داری
نبودی که بدانی ...
-
تاریخ: 1402/11/30 ساعت: 14:47
دلتنگم و دلتنگ نبودى که بدانى چه کشیدمعاشق نشدى، لنگ نبودى که بدانى چه کشیدمکو قطره اشکى که به پاى تو بریزم که بمانى ؟بى اسلحه در جنگ نبودى که بدانى چه کشیدمتو آن بت مغرور پیمبر شکنى، داغ ندیدىدل بسته به یک سنگ نبودى که بدانى چه کشیدمتو تابلوى حاصل دستان هنرمند خدایىنقاشى بى رنگ نبودى که بدانى چه کش...
نامه ای به خودم
-
تاریخ: 1402/11/2 ساعت: 3:04
نامه ای به خودم :مهم نیست کی دلتو شکسته،حتی مهم نیست کیا تو سختی پشتت رو خالی کردنمهم نیست کیا تظاهر کردن به دوست داشتنت،مهم نیست کیا وقت ناراحتی رفتن و وقت خوشحالی اومدنتنها چیزی که مهمه اینه که تو بازم ادامه دادی،بازم پشت خودتو خالی نکردیواسه حرفای خودت گوش شدی و زخماتو با دستای خودت بستیمرسی که ت...
نامه ای به خودم
-
تاریخ: 1402/10/25 ساعت: 12:56
نامه ای به خودم :مهم نیست کی دلتو شکسته،حتی مهم نیست کیا تو سختی پشتت رو خالی کردنمهم نیست کیا تظاهر کردن به دوست داشتنت،مهم نیست کیا وقت ناراحتی رفتن و وقت خوشحالی اومدنتنها چیزی که مهمه اینه که تو بازم ادامه دادی،بازم پشت خودتو خالی نکردیواسه حرفای خودت گوش شدی و زخماتو با دستای خودت بستیمرسی که ت...
اگه بی من خوشی ...
-
تاریخ: 1402/10/25 ساعت: 12:56
اگه بی من خوشی؛برکت به خوشیاتولی سعی کن دیگه سمت من نیایی،کسی که توی حال بدم بره وقتی حالم خوب بشه دیگه جایی تو زندگیم ندارهمنم عادت ندارم یه اشتباه رو دوبار تکرار کنم ولی تا دلت بخواد آدم خط زدن روی بقیه ام چون جوری زندگی نکردم که کسی بهم بدی کنه و ساکت بمونم و ببخشمشبا معذرت خواهی کردنم هیچی درست ...
نامه ای به خودم
-
تاریخ: 1402/10/17 ساعت: 15:10
نامه ای به خودم :مهم نیست کی دلتو شکسته،حتی مهم نیست کیا تو سختی پشتت رو خالی کردنمهم نیست کیا تظاهر کردن به دوست داشتنت،مهم نیست کیا وقت ناراحتی رفتن و وقت خوشحالی اومدنتنها چیزی که مهمه اینه که تو بازم ادامه دادی،بازم پشت خودتو خالی نکردیواسه حرفای خودت گوش شدی و زخماتو با دستای خودت بستیمرسی که ت...
نامه ای به خودم
-
تاریخ: 1402/10/11 ساعت: 14:19
نامه ای به خودم :مهم نیست کی دلتو شکسته،حتی مهم نیست کیا تو سختی پشتت رو خالی کردنمهم نیست کیا تظاهر کردن به دوست داشتنت،مهم نیست کیا وقت ناراحتی رفتن و وقت خوشحالی اومدنتنها چیزی که مهمه اینه که تو بازم ادامه دادی،بازم پشت خودتو خالی نکردیواسه حرفای خودت گوش شدی و زخماتو با دستای خودت بستیمرسی که ت...
شرمنده ام ...
-
تاریخ: 1402/10/3 ساعت: 13:32
ابری شد آسمان شهر...گریستم...از خیابان ها ممنونم که گردن گرفتند غصه هایم راشرمنده ام از کوچه های نم زدهی تهران،سنگینی کردم به روی شانههایشاندست نوازش باد به روی گونه های باران زده ام،تنها دلگرمی شب های سختم بوداز مردم ممنونم،تماشاگرانی که بدون خستگی تماشا کردند زمین خوردنم رااز پاهایی که دیگر امیدی ...